امروز

شنبه, ۲۷ دی , ۱۳۹۹

  ساعت

۰۴:۱۵ قبل از ظهر


5ec165e654a0b_2020-05-17_20-57

مرد جوانی که اقدام به قتل یکی از اقوام دورشان کرده بود، پس از بازگشت به محل جنایت دستگیر شد.

پنجشنبه هفته گذشته که مصادف با شب ۲۱ ماه رمضان بود خبر قتل یک پیرزن از طریق مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ به مأموران کلانتری شهرک ولیعصر اطلاع داده شد که درپی آن ماموران کلانتری به خانه این پیرزن رفته و تحقیقات خود را آغاز کردند. 

با حضور مأموران در محل و انجام تحقیقات اولیه، پسر مقتول در اظهارات خود به مأموران پلیس گفت: چند ساعتی بود از مادرم که تنها زندگی می کرد، خبر نداشتم، برای همین نگران شدم و با او تماس گرفتم. اما او پاسخگو نبود و به همین دلیل به خانه مادرم رفتم و وقتی به آنجا رسیدم، با جسد او در حالی که گلویش بریده شده بود، روبه رو شدم.  همچنین حدود ۵۰ میلیون تومان از طلاهای مادرم نیز به سرقت رفته است.

با کسب این اطلاعات بلافاصله کارآگاهان پلیس آگاهی و بازپرس کشیک قتل سر صحنه جرم رفته و در حالیکه تحقیقات ادامه داشت، مأموران کلانتری به یکی از بستگان مقتول که به محل حادثه آمده بود، مشکوک شدند. پسر مقتول به مأموران کلانتری گفت که این پسر، نوه دایی اش است و برای تسکین دادن به اینجا آمده است، اما دقایقی بعد مأموران کلانتری به چهره و رفتار این پسر جوان مشکوک شدند چرا که او مرتب عرق می ریخت و به شدت سراسیمه بود.

با توجه به وضعیت مردجوان که ۲۸ سال سن داشت، ماموران با هماهنگی مقام قضایی او را دستگیر کرده و تحت بازجویی قرار دادند، اما وی منکر هرگونه قتل و جنایت شد، اما با توجه به اظهارات متناقض، این فرد ۲۸ ساله تحت بازجویی‌های تکمیلی قرار گرفت اما همچنان منکر ماجرا شد. بررسی سوابق این فرد نیز نشان داد که مرد جوان قبلا به دلیل سرقت لوازم خودرو بازداشت شده است.

تحقیقات ادامه داشت تا اینکه دوست متهم با حضور در کلانتری، به مأموران گفت: روزی که این پیرزن کشته شد، من با متهم بودم و با هم بیرون رفتیم. او به من گفت که برویم آبمیوه و بستنی بخوریم و در این حین هنگامی که موبایلش را از جیبش درآورد ناگهان انگشتر طلایی از جیبش افتاد. او هیچ حرفی نزد و انگشتر را دوباره داخل جیبش گذاشت. وقتی می خواست پول آبمیوه را حساب کند، این بار یک النگوی طلا از جیبش افتاد. تا اینکه او به من گفت خبری شنیده  که افرادی به بهانه دادن بسته حمایتی وارد خانه پیرزنی تنها شده و او را کشته اند. وقتی ماجرای این جنایت را شنیدم تصمیم گرفتم این حرف ها را به پلیس بگویم شاید سرنخی برای کشف جنایت شود.

با کسب این اطلاعات متهم بار دیگر مورد بازجویی قرار گرفت و این بار به جرم خود اعتراف کرد و گفت: مقتول عمه پدرم بود و تنها زندگی می کرد. ما به خانه اش رفت و آمد داشتیم. هر بار که به آنجا می رفتم، طلاهایش را می دیدم و وسوسه می شدم. تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم آن طلاها را سرقت کنم. آن زن طب سنتی انجام می داد. من هم به همین بهانه به خانه اش رفتم. وارد خانه شدم و با چاقوی میوه خوری او را کشتم. طلاهایش را برداشتم و دستگاه دوربین مداربسته را هم با خودم بردم.
مرکز اطلاع رسانی پلیس پیشگیری پایتخت با اعلام این خبر گفت:«در حال حاضر متهم در بازداشت به سر می برد و تحقیقات در رابطه با وی همچنان ادامه دارد.

مرد جوانی که اقدام به قتل یکی از اقوام دورشان کرده بود، پس از بازگشت به محل جنایت دستگیر شد.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5ec165e654a0b_2020-05-17_20-57

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹
۲۰:۵۷

پنجشنبه هفته گذشته که مصادف با شب ۲۱ ماه رمضان بود خبر قتل یک پیرزن از طریق مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ به مأموران کلانتری شهرک ولیعصر اطلاع داده شد که درپی آن ماموران کلانتری به خانه این پیرزن رفته و تحقیقات خود را آغاز کردند. 

با حضور مأموران در محل و انجام تحقیقات اولیه، پسر مقتول در اظهارات خود به مأموران پلیس گفت: چند ساعتی بود از مادرم که تنها زندگی می کرد، خبر نداشتم، برای همین نگران شدم و با او تماس گرفتم. اما او پاسخگو نبود و به همین دلیل به خانه مادرم رفتم و وقتی به آنجا رسیدم، با جسد او در حالی که گلویش بریده شده بود، روبه رو شدم.  همچنین حدود ۵۰ میلیون تومان از طلاهای مادرم نیز به سرقت رفته است.

با کسب این اطلاعات بلافاصله کارآگاهان پلیس آگاهی و بازپرس کشیک قتل سر صحنه جرم رفته و در حالیکه تحقیقات ادامه داشت، مأموران کلانتری به یکی از بستگان مقتول که به محل حادثه آمده بود، مشکوک شدند. پسر مقتول به مأموران کلانتری گفت که این پسر، نوه دایی اش است و برای تسکین دادن به اینجا آمده است، اما دقایقی بعد مأموران کلانتری به چهره و رفتار این پسر جوان مشکوک شدند چرا که او مرتب عرق می ریخت و به شدت سراسیمه بود.

با توجه به وضعیت مردجوان که ۲۸ سال سن داشت، ماموران با هماهنگی مقام قضایی او را دستگیر کرده و تحت بازجویی قرار دادند، اما وی منکر هرگونه قتل و جنایت شد، اما با توجه به اظهارات متناقض، این فرد ۲۸ ساله تحت بازجویی‌های تکمیلی قرار گرفت اما همچنان منکر ماجرا شد. بررسی سوابق این فرد نیز نشان داد که مرد جوان قبلا به دلیل سرقت لوازم خودرو بازداشت شده است.

تحقیقات ادامه داشت تا اینکه دوست متهم با حضور در کلانتری، به مأموران گفت: روزی که این پیرزن کشته شد، من با متهم بودم و با هم بیرون رفتیم. او به من گفت که برویم آبمیوه و بستنی بخوریم و در این حین هنگامی که موبایلش را از جیبش درآورد ناگهان انگشتر طلایی از جیبش افتاد. او هیچ حرفی نزد و انگشتر را دوباره داخل جیبش گذاشت. وقتی می خواست پول آبمیوه را حساب کند، این بار یک النگوی طلا از جیبش افتاد. تا اینکه او به من گفت خبری شنیده  که افرادی به بهانه دادن بسته حمایتی وارد خانه پیرزنی تنها شده و او را کشته اند. وقتی ماجرای این جنایت را شنیدم تصمیم گرفتم این حرف ها را به پلیس بگویم شاید سرنخی برای کشف جنایت شود.

با کسب این اطلاعات متهم بار دیگر مورد بازجویی قرار گرفت و این بار به جرم خود اعتراف کرد و گفت: مقتول عمه پدرم بود و تنها زندگی می کرد. ما به خانه اش رفت و آمد داشتیم. هر بار که به آنجا می رفتم، طلاهایش را می دیدم و وسوسه می شدم. تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم آن طلاها را سرقت کنم. آن زن طب سنتی انجام می داد. من هم به همین بهانه به خانه اش رفتم. وارد خانه شدم و با چاقوی میوه خوری او را کشتم. طلاهایش را برداشتم و دستگاه دوربین مداربسته را هم با خودم بردم.
مرکز اطلاع رسانی پلیس پیشگیری پایتخت با اعلام این خبر گفت:«در حال حاضر متهم در بازداشت به سر می برد و تحقیقات در رابطه با وی همچنان ادامه دارد.



Source link

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد